عاقبت یک کیلو گوشت
عاقبت یک کیلو گوشت
میرزا کریم دادخان مدیر، بعد از گذشت دونیم ماه، چک معاش برج حمل را گرفته به خزانه دار تسلیم نمود و خودش پای پیاده به خانه رفت و با اکت مدیرانه داخل اتاق خود گردید، سه بالشت را زیر آرنج های خود قرار داد و دست زیر گوش دراز کشید.
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم آبان ۱۳۸۸ ساعت ۸:۳۱ ق.ظ توسط مبارکشاه شهرام
|